على محمدى خراسانى
13
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
قانون استصحاب استفاده كند بايد عمدهء مباحث استصحاب فرائد شيخ اعظم و كفايهء محقق اعظم را بداند ، نهتنها بشناسد بلكه بايد در آنها متخصص و صاحبنظر و مبنا باشد و گرنه مقلّد شيخ اعظم و محقق خراسانى و ديگران مىشود نه فقيه به معناى حقيقىِ كلمه . از نظر مسألهء مورد بحث نيز فرق دارد ، زيرا مدارك برخى از مسائل آسانتر است و نياز به استفاده از قواعد كمترى دارد ولى برخى از آنها بسيار عميق است و چندين قانون اصولى بايد حل شود تا در فلان فرع بتواند اجتهاد كند . ولى آنچه مهم است اصل نياز مبرم فقيه به قواعد اصولى است و تفاوت ازمنه و اشخاص و مسائل ، مهم نيست . ضمناً از همينجا گريز مىزنيم به اهميت و ارزش علم اصول فقه كه چقدر پرفايده است زيرا يقيناً انسان طالب سعادت و خوشبختى است و در فرهنگ اسلامى سعادت واقعى به زندگى اين جهان محدود نيست بلكه سعادت اصلى در زندگى پس از مرگ و در رسيدن به فوز و رضوان و جنّت الهى است و سعادت ابدى مهم است كه الى الابد در جنّات الهى متنعم و سرخوش باشد . و تنها راه رسيدن به اين فوز عظيم عمل به احكام دين مبين اسلام است و عمل به آنها بدون شناخت آنها امكان ندارد و شناخت آنها در عصر غيبت از راه اجتهاد ميسّر است و اجتهاد بدون آگاهى كافى از قواعد اصولى ميسور نيست . ضمناً قواعد اصولى فقط بهدرد استنباط احكام شرعى فرعى يا فقه مصطلح نمىخورد و محدود به اين بخش كه 112 قرآن باشد نيست بلكه كلّ دين در فروع و اصول و اخلاق و غيره محتاج به اين قواعد است و اصولًا تفقه در دين و دينشناسى در همهء ابعاد آن محتاج به اين قواعد است زيرا اصيلترين منبع شناخت دين ، كتاب و سنت است و فهم دين از اين دو منبع بدون اعمال قواعد اصولى ممكن نيست . ولى معالاسف در بخش معارف دين و اخلاقيات دين از اين قواعد كمتر استفاده شده است ، ما در تفسير كلّقرآن نياز داريم از قواعد اصولى استفاده كنيم نه فقط در تفسير پانصد آيه از قرآن ، ما مجتهد در مسائل عقيدتى لازم داريم ، مجتهد در مسائل اخلاقى لازم داريم ، مجتهد در امامشناسى لازم داريم . بنابراين اهميت مباحث اصولى صدچندان مىشود . البته نه تمام مباحثى كه امروزه بهنام علم اصول مطرح است ولى ثمرهء فقهى و دينى و عملى ندارد بلكه بحثهاى مفيد اصولى كه ثمرهء عملى داشته باشد زيرا علم اصول علم آلى و مقدّمى است نه علم اصلى كه خود اين مسائل موضوعيت داشته باشند . و لذا نياز به يك پيرايش دارد تا ورم اين علم متورّم بخوابد و مسائل مهم و لازم در اصول طرح گردد . براساس اهميت علم اصول بزرگان از علماى فريقين براى آن حساب ويژهاى باز كرده و كتابهاى ارزشمندى را در اين رابطه تأليف نمودهاند ، مخصوصاً فقهاى مكتب اهلبيت عليهم السلام كه به موجب عقيده به انفتاح باب اجتهاد و لزوم وجود مجتهدان برجسته در هر عصر و زمان و حرمت